روز چهارشنبه هفته قبل که جلسه هیات دولت تموم شد، یکی از وزرایی که هم من و هم خیلی از خبرنگارا انتظارش رو میکشیدیم، دکتر منوچهر متکی بود.
سوال مشترک همه هم درباره علل ۴ تا انتصابی بود که روز قبلش از سوی رئیس جمهور محترم صورت گرفت؛ یعنی انتصاب رحیم مشایی به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور در امور خاورمیانه، حمید بقایی به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور در امور آسیا، محمدمهدی آخوندزاده به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور در امور دریای خزر و ابوالفضل زهرهوند به عنوان نماینده ویژه رئیس جمهور در امور افغانستان.
ولی هرچی صبر کردیم خبری از آقای متکی نشد؛ اگرچه اون روز حضور داشت. شاید صبر کرده بود تا خبرنگارا برند و بعدش از ساختمان خارج بشه. شاید قصد نداشت تا با پاسخش علیه این تصمیم "عجیب" اظهار نظری کرده باشه.
حتی اگر مشایی هم جزو چهارتا نماینده رئیس جمهور نبود باز هم میشد حدس زد که این "رسم تازه" از کجا آب میخوره؛ چه برسه به حالا که علاوه بر مشایی جناب آقای بقایی هم نماینده "ویژه" رئیس جمهور شده بود!
اما دکتر متکی که تونسته بود از دست ما در بره، نتونست از دست الیاس نادران فرار کنه و روز شنبه به مجلس شورای اسلامی رفت تا به سوال نماینده مردم پاسخ بده. سوالی که نه به خاطر عملکرد وزارتخانه تحت امرش بلکه به خاطر یکی از همون "رسم های تازه" بود که خودش در اون چندان دست نداشت.
سوال هم این بود که نقش شورای عالی ایرانیان خارج از کشور که ریاست اون بر عهده دکتر احمدی نژاده و آقای مشایی هم نماینده ویژه رئیس جمهور در اون هست در جریان آزاد شدن حمید معصومی نژاد و علی دمیرچی لو چه نقشی داشته.
البته نادران به بهانه طرح این سوال سوالات دیگری نیز مطرح کرد از جمله ماجرای 4 تا انتصاب جدید رئیس جمهور و دعوت از ایرانیان مقیم خارج از کشور و ... اما دکتر متکی تنها به همون بخش اول سوال نادران جواب داد و همون جوابی رو هم داد که ازش به عنوان یکی از وفادارترین وزرای رئیس جمهور انتظار میرفت؛ یعنی بدون اینکه این "رسوم تازه" رو زیر سوال ببره، در راستای دفاع از اون هم بر اومد؛ حتی با اینکه این تصمیمات جدید باعث محدود شدن دایره اختیاراتش شده.
نادران حرف نادرستی نزد و تقریبا سوالاتی منطقی پرسید. اینکه چرا باید در دولت مرتب مسئولیتهای جدید تعریف بشه و همشون هم به آقای مشایی ختم بشه؟
آیا الان که این بختک روی دستگاه دیپلماسی دولت افتاده یه روزی هم به سراغ سایر وزارتخانهها هم خواهد رفت تا اسباب دردسر رو برای سایر وزرای کابینه هم فراهم کنه؟ احتمالش زیاده.
همه اینها که گفتم یه طرف، فرمایشات دیشب حضرت آقا در جمع اعضای هیات دولت هم یه طرف که پرهیز از کارهای موازی در عرصههای مختلف از جمله سیاست خارجی و نیز اعتماد به وزیران در چارچوب اختیارات و وظایفشان را از نکات مدیریتی هیأت دولت دانستند.
داشتم به این فکر میکردم که ای کاش مشایی معاون اول میشد. اونموقع شاید مثل الان این همه مسئولیت نداشت.
چند ساعت پیش چیزی رو دیدم که خیلی داغونم کرد. هر چی با خودم کلنجار میرم تا بتونم خوشبینانه به قضیه نگاه کنم فایده نداره!
با همبن حالم رفتم مراسم احیا. مسجد جامعه بازار. شیخ مجتبی. همش حواسم به اون چیزی بود که دیدم. حتی الان.
فرهاد رو هم دیدم.همون پسره که تو کربلا با هم رفیق شدیم. ٣ سال پیش. اونموقع تو پیک موتوری کار میکرد. از اون آدمهای لوتی و با معرفت. برعکس بعضیها که توی وبلاگشون از هر ۴ تا مطلب تو ۵ تاش مینویسند دلشون برای "آژانس شیشهای" تنگ شده اما دروغ میگن، اونم تو این شب عزیز؛ اونم به چه بزرگی!
خدایا! کمی قدرت تحمل ...
باید قبول کرد که یکی از سخت ترین کارها اینه که وبلاگی رو که مدتی میشه توش چیزی ننوشتی رو به روز کنی. البته من برای این غیبت دو ماهه دلایلی دارم. اولیش اینه که نزدیک به یک ماه از این مدت رو مصدوم بودم و سرم با پانسمان و بتادین و گاز استریل و ... گرم بود. برای یک ماه دیگه هم دلیلی ندارم!
اما الان باز هم برگشتم و میخوام تند تند وبلاگ رو به روز کنم. تو این مدت هم اتفاقهای خوب افتاد و هم اتفاقهای بد.
یکی از اتفاقهای خوب زیارت امام رضا (ع) بود. یکی دیگه پنجشنبه هفته قبل بود که با سید شهاب و مهدی رفتیم پشت آقا نماز خوندیم.
اتفاقای بد رو یادم نمیاد. همینقدر بسه. این روزها و شب ها خیلی التماس دعا دارم.
نشست خبری بود و سالن پر از عکاس و خبرنگار
خبرنگارا دست به قلم منتظر بودند تا دکتر صحبت کنه و اونا مکتوب کنن.
عکاسها هم اونجا سعی میکردند تا چیزی از چشمشون جا نمونه اما خیلیهاشون انگار دنبال یه چیز دیگه بودند!
مثل تک تیراندازهای وسط میدون جنگ، از توی منظره یاب دوربین، دکتر رو نشونه رفته بودند و هر لحظه در صدد فشار دادن دکمه شاتر! تکون نمیخوردند!
یهو صدای 100 تا شات میومد و بعد از چند ثانیه همش قطع میشد!
توجهم جلب شد. خواستم ببینم قضیه چیه. زود دوزاریم افتاد.
دکتر تا دستش رو تکون میداد؛ چیلیک، چیلیک دوربینها سالن رو روی سرش میزاشت؛ به خصوص وقتی که میخواست دستش رو سمت صورتش ببره که دیگه صدا به صدا نمیرسید!
یکی از همین عکاسها کنارم نشسته بود، آخر سر خسته شد و گفت این دکتر چرا اینطوری نشسته، چرا تکون نمیخوره؟ چرا یه جاشو نمیخارونه؟!
دیگه چیزی برای نوشتن ندارم.
یه نکته بامزه که شاید بد نباشه شما هم بدونید و خیلی جالبه. داشتم آی پی این افرادی که برای یادداشت انتقادی از رئیس جمهور کامنت گذاشتند رو نگاه میکردم. البته بعد از اینکه به خیلی هاشون جواب داده بودم. حتی به اون کسی که ما رو به دختر بازی متهم کرده بود! متوجه شدم که همه این پیامها توسط یه نفر گذاشته شده. اگر اولش میفهمیدم شاید کلش رو حذف میکردم اما دیگه کار از کار گذشته بود.
یعنی در واقع یه نفر برای این مطلب با اسامی، بابک، سینا، ناشناس، یاسر، میثم، علی، ......، مهسا، اص، ایرانی، مریم، راهنما، رضا، جواد و یکی از بچههای 360 کامنت گذاشته!
ما که آخرش نفهمیدیم این شخصیت کی هست اما بد نیست مروری در نظرات ایشون بکنید که برای رد گم کنی در تائید مطلب من هم کامنت گذاشته!
من واقعا از این آقا یا خانم جاعل به خاطر این همه وقتی که برای وبلاگم گذاشته تشکر میکنم.







شب یکشنبه دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور محترم کشور در یک برنامه زنده تلویزیونی حضور پیدا کرد تا بعد از مدتها با مردم در خصوص برخی مسائل مهم کشور گفتوگو کنه. متاسفانه اون شب فرصت نشد تا این برنامه رو ببینم اما فردای اون روز متن مصاحبه رو مطالعه کردم و نکاتی به چشمم خورد که باعث شوکه شدنم شد.
یکی از اون قسمتها سخنان دکتر احمدی نژاد در خصوص بحث حجاب بود. علیرغم تذکرات و مسائلی که این روزها از سوی بعضی از علما و مراجع در خصوص رویکرد دولت به مسئله حجاب مطرح کردند، رئیس جمهور محترم نه تنها از برنامههایی که دولت برای حل این معضل اجرا کرده و یا قصد داره اجرا کنه حرفی نزد، بلکه کلیه اقداماتی که در این راستا انجام شده رو زیر سوال برد!
خوب بود ایشون در کنار حرفهای عوام پسندی که مطرح کرد، از اقدامات عملی دولت نهم و دهم در این خصوص هم سخن میگفت و میگفت که وزارت فرهنگ و ارشاد دولت نهم و دهم چه قدمهای تاثیرگذاری رو در این راستا برداشته است.
شاید البته رئیس جمهور قصد داشته تا به نحوی از هرگونه تندروی در این زمینه انتقاد کنه که باید عرض کرد، متاسفانه در طرح این انتقاد موفق نبوده.
اما بخش دیگری از سخنان رئیس جمهور که نقدی به اون وارد نیست، قسمتی بود که بر ضرورت وجود هماهنگی بین نهادهای مختلف در بخش مبارزه با بدحجابی تاکید کرد و گفت که همه تلاشها باید در جهت انجام بگیرد. برای مثال وقتی همه نهادهای مربوط برای حل این مشکل بسیج بشوند اما سازمانی به نام صدا و سیما در جهت عکس حرکت کنه، مسئله نه تنها حل نمیشه بلکه بدتر هم خواهد شد.
بخش بعدی سخنان دکتر احمدی نژاد که تعجبم رو دوچندان برانگیخت در مورد ماموریتهای دولت یازدهم بود که واقعاً از اون حرفها بود و در مودش بهتره فعلا سکوت کنم اما فقط همین یه جمله رو عرض میکنم که یکی از دلایل گسترده شدن دروغ تقلب در انتخابات دهم، مطرح شدن چنین اظهاراتی در طول دولت نهم از سوی برخی شخصیتها بود.


